بازی.سرگرمی
این روزا ( دو سال دو ماهگی )یه جورایی خودتو سرگرمه یه سری بازیهای خاصه خودت میکنی.اینم نمونه هاش...
اینجا هنوز موهات بلند بوده, یه چیزی پهن کردی و ظرفارو روش چیدی . وقتی اومدم تو اتاقت دیدم داری با قاشق هم میزنی و شدیدا مشغولی تازه به منم تعارف میکردی.

این روزا خیلی علاقه ی خاصی پیدا کردی به اینکه همه چیزو ردیف بچینی مثل قطار بعد جالب اینه که خودتم مثال قطار و میزنی





گاهی وقتا هم تمام ظرفای توی کابینت بیرونه و شما مشغول بازی...



و تقلید از مامان...

وتقلید از بابا در کشیدن شامپو فرش,البته روی مبل.اشتباه کردم چیزی روی مبل ننداختم مبلمون از دست شما لک شده و مجبورم همش شامپو فرش بکشم.دیگه تصمیم گرفتم روکش بندازم روشون تا کمتر حرص بخورم...

بازیهایی که مربوط به تو بابایی هست.بساط لهو و لعب...

اینم یه پارازیت بین بازیها . عاشق لیمو شیرین هستی...

اینجا هم که داری واسم کنفرانس میدی...

مشغول کیک درست کردن البته به گفته ی خودت,بازم به تقلید از مامان...

و مشغول حساب و کتاب مثل بابا...



بعد از مدتها این استخرو پیدا کردی و بابا واست دوباره بادش کرد تا چند روز کلا بازیهات با اون بود...

مشغول تماشای تلوزیون مثل یک مرد واقعی

فکر کنم تا چند روزه دیگه در ماشین لباسشویی کنده بشه از بس ازش بالا میری .

جدیدا علاقه ی زیادی به لگو پیدا کردی در صورتیکه قبلا اصلا محلشونم نمیزاشتی.اینجا هم به من گفتی بیا نیگاش کن قطار.

این یکی دیگه از همش جالبتر بود میگم علی داری چی درست میکنی میگی " ساخموووو " منظور همون ساختمونه. دو سه بار با بابا رفتی سره ساختمون حالا واسم ساختمون میسازی
تازه دیدی بابا صدای نگهبانه اون ساختمون زده , تو هم وقتی ساختمونتو ساختی , هی داد میزنی میگی " بیباز " نگو که اسمه اون نگهبانه بهباز بوده

بعضی وقتا هم یه قطعه ی کوچیکشو میزاری اون زیرو شروع میکنی به گسترش دادنش و فکر سقوطش نیستی همینجوری که میسازی یهو سقوط میکنه و تو هم عصبانی 



و اینم یه بازی که از اختراع خودته.پلاستیک بازی . میچینی و مچاله میکنی




بازی.سرگرمی 




